کلمات بندر ی از یاد رفته
|
زبان بندری از یاد رفته سیکَ = نوعی جعبه چوبی بود که آویزان می کردند ودر آن نان می گذاشتن مَرِنگی = درگیر بود که در کپر ها می بستن دُلاخ = به جوراب می گفتن پاکَش = به جوراب می گفتن چَپَت = به دمپایی می گفتن چَپَت = یعنی کسی یا چیزی به جان ما بیفتد تاس = یعنی کاسه گلاس = یعنی لیوان اُستمه = کفگیر جُمه = یعنی پیراهن اُشکُم = شکم چِم = چشم لَهه = خانه پوزار = دمپایی جوتی = کفش جلویر = دستمال دستار = روسری خرسَک = پتو نوندون = ظرفی که درآن نان می گذاشتن کندوک = جا نانی لَم = نوعی غذای گاو رسمون = ریسمان پنج = ناخن کلنچ = انگشت گلوپ = لامپ لایت = چراغ دستی اگم = می گویم اخرم = می خورم دادا = خواهر کاکا = برادر موم = مادر بپ = پدر خولو = دایی بیبی = مادر بزرگ شو = شب تار = تاریک پروپورکی = موتور طیاره = هواپیما هو = آب گپ = بزرگ گپ = حرف زدن جیره = غذا خو = خوابیدن ارم = می روم اتام = می آیم اشکال = شکار اجکم = می پرم بی بری = انسانی که گوشت بچه های کوچک را می خورد نوعی مریض گرفته است کوماچ = نوعی نان است که روی زغال می پزند و چاقولواست نشپیل = نوعی طناب بود که می بافتن وبه کمر می بستند تا شلوارشان پایین نیاید(شکمشان بزرگ نشود) ماشین = نوعی دمپایی بود که با لاستک ماشیت می ساختن و با مو یا نخهای دیگر بندش را درست می گردن وتقریبا مثل دمپایی سه بنده بود جلک = وسیله ای که با آن مو وپشم می ریسند منجل = دیگ زازغ = نوعی علف است که برگ پهن دارد ومی پزند می خورند دهیر = نوعی درخت است کهبرگها ی ریزی دارد که می پزند می خورد گراشی = نوعی ظوف سفالی بود که دآن آب یا خرما نگه داری می شد تونبن = شلوار اشکنهری = نوعی وسیله بود که سنگ درآن می گذاشتن ومثل اسلحه پرتاب می کردن تا گرگ و جانوران به آن ها نزدیک نشود دروک = نوعی چوب وسط خانه بعنوان ستون بکار می رفت لچک = نوعی پارچه بود ک بند داشت وخانمها بسر می کردند مکینه = ماشین ریش تراش مرنگی = دربی چوبی که از چوب نخل ساخته می شود مرنگی = نوعی تله است برای گرفتن پرنده واز چوب ساخته شده است خار تفتوک =تله ای که از تفتوک وچوبک های که خرما به آن چسپیده اندبا موی دم گاو ساخته می شود کمیس = پیراهن چل بر = نوعی دعا است که با موی حیوانات گره ،گره می زنند وبه بغل مریض می بندند سرا = اتاق گلی کوتوک = خانه ای کوچک که از شاخ وبرگ درختان ساخته شده است پا شو = هنگام بارندگی برای اینکه آب وارد کوتوک نشود خاک ریز کوچکی درس می کردند جوغن = هاون که در آن چیزی می کوبند جوغ = چوبی که بر گردن گاو می بستن ولنگار برآن بسته و شخم می زدند خد = کاسه کوران = باز کردن موهای فرق سر گویب = عروس بلاس = حلب سورسک = نام پرنده ای اندازه قمری برنگ قهوه ای سوسک = نوعی پرنده ی کوهی بنام طیهو کور کلا = پرنده ای اندازه بلبل که دارای کلا است وآواز می خواند رنگ آن کرم است چکور = پرنده ای که اندازه بلدرچین است وزمانی که متوجه انسان شود روی زمین می چسبد گوج = سوسماری است که در کوه فراوان است گیرغ = مورچه ای بسیار ریزی است که عاشق روغن است پوتوک = پشه ای بسار ریزی است که در فصل بهار بر سروگوش انسان حمله ور می شود عاسل = عسل پلو = به افسار گاو می گویند کری پا = نوعی النگو است که به مچ با می کنند نشک = دندان نیش لوس = دو لب با لا وپایین برم = ابرو ناک = ناف تنکه = آهنی که روی آن ماهی می پزند تنک = کم کرن = باران شدید ، سیل توس = بادی که از شکم خارج می شود تر = باد صدا داری که از شکم خارج می شود کیبر = بچه ای که پدرش معلوم نباشد غراب بالی = هواپیما گلپ = باطری ، قوه بادیل = زیر انداز لیت = چراغ دستی گلم = گودی که آب در آن باشد بونگر = گودی روی سنگ برمک = ابرو پراندن سواس= نوعی کفش است که با سیس نخل ساخته می شود سیس= به پوششی که دور کنده نخل است ومثل تور است. گلپ= به لامپ می گفتند گازی=بازی کردن مافنگ= تو دماغی حرف زدن کک= گاز گرفتن کک=نوعی کنه است کچک=بچه سگ کپره=زیر پیراهنی جیک=گهواره پچل= کسی که ککثیف است ملال = مژه چشم شغز = لگن پنج = ناخن جیره = غذا لهه = خانه کمیس = پیراهن شغز = لگن گوگ = لگن پوت = دامن پوت = مو نغوت غوتن = در حال دعوای زیر لبی سک سک = دعوای لفظی لند هور = بزرگ کچک = بغل سر پنجی = زدن ضربه با سر پا کولنجک = باد زیر قفسه سینه موشتا = جای مخصوص ماهی گیری کلگر = قفسه ای برای خرچنگ گرفتن غوس غوسک = صدای کوچک و نازک بچه ای ل ور = خوابیدن
|
پرپروک = پروانه پرپروک = نوعی فرفره است که با برگ نخل ساخته می شد و می چرخید تی تی = جوجه تولک = سبد زنبل = سبد پری = نوعی سبد است که با برگ نخل ساخته می شود و در آن خرما نگه داری می شود پنجوروگ = نیش گون سون = با شاخه های نخل ساخته می شود موغ = نخل تک = حصیر خوزو = جلبک کوزاک= جلبک سوراغ = نوعی غذاست که با خک سرخ و ماهی ساخته می شود چوراکه = ناودان خانه بلاسی = حلب تبک = از چوب ساخته شده که دران خمیر می کردند چوبه = چوبی که خمیر را پهن می کردند سیلک = نوعی نان است لهمک = تخم مرغی که هنوز پوست آن محکم نشده است کلپک = مارمولک گک = قورباغه اشتر = شتر مش = پشه سغ = سگ بیمه = برای من کلی = مشک دوغ خرگ = نوعی درخت برگ پهن م شیره آن برای دندان درد مفید است وگل قاصدکی دارد هو آرد = نوعی فرنی است که از آب وپیازوآرد وروغن درست می شود کیکنگ = هلهله زدن (ناره) ترکیدن = خورده غت غت = زیر لبی دعوا کردن سک سک = زیر لبی دعوا کردن بادیه =کاسه بزرگ گافره = نوعی چهارچوب یک یا دومتری ساخته می شد تاروی آن بخوابند که معمولا با چوب کنار وشاخ وبرگ نخل ساخته می شد سرگ = سایه بانی که جلو خانه ساخته می شد سربونی = نوعی سبد بود که بابرگ نخل ساخته می شد وسر او به بندهایش وصل بود ودر آن غذا ی کشاورزان می گذاشتن وآویزان می کردند پمپورک = خلفه نوعی سبزی خوردنی که بصورت خام وپخته خورده می شود پور = خاکستر چرم = آب بینی کرشک = چرکم چشم چنالو= شیر وخرما را با هم می ملیدن و می خوردن سه دری = خانه ی قدیمی که دارای سه در بود سودری = نوعی ژاکت که مثل چنگال = خرماو روغن ونان را با هم می ملیدن کرفه = وسیله ای برای جابجایی خشت گوز= به زنبور قرمز وسیاه رنگ گفته می شود سوری = به زنبور زرد رنگ گفته می شود موک = به زنبوری که کاملا سیاه باشد می گویند دارتلومپکا = نوعی بازی که بالای درخت میرفتن لوپنگا ه = نوعی بازی که پارچه می بافند وبه هم می زنند چرت = به جیرجیرک می گویند کُرا= تکه آهنی که طنابی به آن بسته و دسته ای دارد مثل دسته بیل ودر زمین جوی آب درست می کنند. کلندر = دوچوب که بهم گره می زدند و بالا کرگین مانداختن کرته = نوعی درخت بود شبیع نی که روی کرگین می ریختن تا هنگام بارنگی آب داخل خانه نریزد کرگین خانه ای که دیوار آن 1متر بود اما دو طرف آن 5/2 وروی آن با چوب وبرگ نخل و روی آن کرته می ریختن هاش = نوعی آسیاب دستی ک از دو سنگ ساخته شده بود کلمبا = غذایی بود که از آرد وخرما درست می کردند جلاب = وقتی زنان زایمان میکردند زنبیل و آرد و روغن حیوانی باهم قاطی می کردند ومی پختن به آنها می دادند جیک = طاب خوردن استاکو = یواش تاتی = راه رفتن نوزاد مت = چاقو یا کاردی که نمی برد چکر = لجن جن = بدن جنن = خوشگل ختن = خوابیده ثمر = دسپاچه دمرو = وارو خوابیدن کرک = شاخه کوتاه که بریده شده چلغوس = سیاه چرناک وبد ریخت کمبولوک = کوژپشت کرکاند =خاراندن بدن کونمش = خزیدن روی زمین چهمک = چشمک کوندروک = آدامس لومی = آدامس ترنک = بی معرفت ، فضول پوت = مو ماهک = نوعی قارچ مانند کله قند شولکی = نوعی سبزی محلی که برگ پهن دارد بصورت پخته می خورند شوا = می خواهد تلو = بزرگ ، گونده بپ کوشک = تاحال روی شکمبه دوختولوک = عروسک چوک = پسر دیم = دم کلنچ = انگشت حواری = استنبلی پلو حرما روغنی = مخلوط کردن خرما وروغن سمات = آشغالی تمرگیدی = خوابیدی ریک = اسهال دلو = ظرفی که آب از چاه بیرون آورند دلو = به جلد گرده نخل نر می گویند خمل = خرمای نارس کچکی = بچه نخل که از سر درخت می روید کچک = بغل انسان یا حیوان گسک = بچه گاو کورنگ اشتر = بچه شتر دینگو = رقص چولودن = جایی که آتش روشن می کنند سر بنک = پارچه ای که بر سر نوزاد می بندند جیک = گهواره تونگ = ظرف آب رک = ساخت ، لباس عروس بردن عیش = عروسی مجگو = بادام تلخ خور = رودخانه چمک = چشمک گاش=آغول حیوانات جوجو= شتر جی جی= شیر مادر جیش = ادرار هوشرره = شربت آب لیمو گل میخ = میخی که از چوب ساخته شده وبه دیوار فرو می بردند تا لباس برآن آویزان کنند گیویی = نوعی قرقره برای کشیدن آب از چاه سمیت =سیمان تیپا = شوت زدن به کسی دَمَرو = به پشت خوابیدن چلاندن = ویران کردن مُل = گرد |